السيد الخميني
21
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مبارزات زيرزمينى ائمه ( ع ) . . . ائمهء ما - عليهم السلام - كه همه شان كشته شدند ، براى اين [ بود ] كه همهء اينها مخالف با دستگاه ظلم بودند . اگر امامهاى ما تو خانههايشان مىنشستند و عرض مىكنم ، آن طورى كه اينها مىگويند . . . مردم را دعوت مىكردند به بنى اميه و بنى عباس ؛ اينها كه محترم بودند ، روى سرشان مىگذاشتند آنها ائمه ما را ، لكن آنها مىديدند هر يك از [ ائمه ] حالا كه نمىتواند لشكركشى كند ، از باب اينكه مقتضياتش فراهم نيست ، دارد زيرزمينى اينها را از بين مىبرد اينها را مىگرفتند ، حبس مىكردند . ده سال در حبس آنها بودند . براى نماز و روزه بود كه حبس كردند حضرت موسى بن جعفر را ؟ چون نماز مىخواند ؟ چون روزه مىگرفت ؟ چون مردم را دعوت مىكرد به [ پيروى از ] هارون الرشيد و . . . [ كه ] شما برويد و با آنها بسازيد ؟ هر چه آنها ظلم مىكنند شما حرف نزنيد ؟ ! يا قضيه اين نبوده است آنها از باب اينكه مىديدند اين خطرناك است براى دولت خطرناك است ، براى قدرتها اينها خطرناك بودهاند براى اينها ؛ از اين جهت ، اين طور شد كه آنها را حبس كردند ، كشتند ، [ اذيت ] كردند ، تبعيد كردند . امامان شيعه و نهضتهاى شيعى مىگويند مرديكه « 1 » از [ مدينه ] برمىدارد امام - عليه السلام - را مىآورد در اينجا ، يا حضرت عسكرى را در سامرا چندين سال نگه مىدارد و تحت فشار و در نظام ، در عَسْكر . . . در جُند ايشان را نگه مىدارد و محبوس است امام - عليه السلام - در آنجا . اين از باب اين [ بود ] كه نماز مىخواست بخواند ؟ خوب . . . ، خود آنها هم نماز مىخواندند ، به نماز چه كار داشتند ؟ چون امام - عليه السلام - پسر پيغمبر بود ، آن وقت پسر پيغمبر خيلى هم [ مورد احترام بود ] ؛ اگر پسر پيغمبر سر جاى خودش مىنشست و كار نداشت به مردم ، چيزى نبود ؛ اما آنها گاهى به اشارهء آنها . . . ( چون موردى بود كه اگر مىفهميدند ، ريشهء اينها را مىكندند ) در ظاهر وقتى كه يكى از اين هاشميون قيام مىكردند بر ضد حكومتها ؛
--> ( 1 ) - اشاره به مأمون خليفهء عباسى كه حضرت رضا ( ع ) را از مدينه به خراسان آورد .